آراگورن و رستگاری
این عکسو دیدم، گفتم یه تحلیل آبدوغ خیاری از کرکتر محبوبم، آراگورن بذارم و ربطش بدم به روزگاری که الان بهش دچار شدیم.

قبل از نبرد بلک گیت، سائورون یه چی در گوش آراگورن زمزمه میکنه و خب هزاران تحلیل ازش در سطح اینترنت هست و اصلا شما در سطح اینترنت و ردیت هزاران تحلیل از نبرد بلک گیت میتونی پیدا کنی و هرکی یه حرفی میزنه ولی خب لپ کلام این هست که سائورون سعی کرد که آراگورن رو "نا امید" کنه.
خب این چرا مهم هست؟
در نبرد بلک گیت، ۶۰۰۰ نفر در سمت خیر ایستادن و ۶۰,۰۰۰ نفر در سمت شر.
یعنی نسبت خیر به شر، یک به ده هست و شکست ارتش آراگورن قطعی هست.
حالا من در دوران نوجوانیم همیشه فکر میکردم که پسر، این آراگورن چه جیگری داشت و این حرفا ولی بعد ها به این نتیجه رسیدم که آراگورن کاملا از سر استیصال دست به حمله زد.
حسو حال بلک گیت بنظرم توی فیلم به درستی انتقال داده نمیشه و شما اون بیچارگی آراگورن رو احساس نمیکنی و فکر میکنی که داری یک نبرد نسبتا برابر رو نگاه میکنی و این یکم گمراه کننده هست.
اصلا توی کتاب آراگورن خودش حمله رو شروع نمیکنه و خب داخل فیلم میخواستن یه صحنه اپیک خلق کنن و این عکسی هم که گذاشتم بر اساس فیلم هست، ولی توی کتاب این بندگان خدا در همچین شرایطی گرفتار شده بودن:
The men of the West were trapped, and soon, all about the grey mounds where they stood, forces ten times more than ten times their match would ring them in a sea of enemies.
ولی بحث اینجاس که آراگورن و اطرافیانش میدونستن که در نهایت محاصره و قتل عام میشن و با این حال چاره دیگه ای هم نداشتن و اگر دست به کار نمیشدن، فرودو قطع به یقین نمیتونست حلقه رو نابود کنه ولی اگه اینا خودشونو به کشتن میدادن، شاید برای چند لحظه حواس سائورون پرت میشد و شاید یک موقعیت یک در هزار برای فرودو ایجاد میشد که حلقه رو نابود کنه.
بخوام شفاف تر بگم، سائورون سعی کرد که آراگورن رو نا امید کنه ولی این بی اثر هست چون تصمیمات آراگورن کاملا از روی استیصال و بدبختی هست، چرا؟
چون اگه خودشو فدا نکنه که قطعا سائورون پیروز میشه و همه بدبخت میشن و به خاک سیاه میشینن.
ولی اگه آراگورن خودشو فدا کنه، یه موقعیت یک در هزار برای موفقیت بوجود میاد و شاید آراگورن هم به رستگاری برسه.
حالا بیشتر ازین وارد جزییات نمیشم و میخوام اینو ربطش بدم به نا امیدی و بی انگیزگی.
سائورون تمام اون سایه های تاریکی هست که در زندگی شما وجود داره و از کنترل شما خارج هست، و همیشه هم در گوش شما حرف میزنه و میخواد شمارو نا امید کنه
متاسفانه سائورون قدرت زیادی هم داره و تقریبا میتونه تمام جوانب زندگی شمارو تحت تاثیر خودش قرار بده مثلا الان شما بدون اینکه تقصیری داشته باشی در یک وضعیت اقتصادی وحشتناک گیر افتادی و احساس میکنی زندگی و جوونیت داره تباه میشه و احساس استیصال و سردرگمی میکنی.
در عین حال من فکر میکنم که شما یک آراگورن هم درون خودت داری که میخواد بجنگه و میدونه اگه در مقابل ناملایمات تسلیم نشه، یک در هزار احتمال رستگاری داره
تا اینجاشو نوشتم دیگه خسته شدم و دیدم حال ندارم بقیشو بنویسم خلاصش اینکه نا امید نشید و ادامه بدید و اینقدر نیاید پی وی من ناله کنید. مچکرم بوس بوس خدافس
حسش اومد ادامه اش رو فرداش نوشتم
صبح اینو نوشتم و خابمم میومد، بذار الان اینو یکم بیشتر بازش کنم.

یک تفاوتی بین "موفقیت" و "رستگاری" وجود داره و اینکه شما در "بحران" به دنبال موفقیت باشی یک چیز خنده داری هست.
مثلا خیلی از ایرانی های غیور میان از مدل تونی رابینز یا جردن پترسن پیروی میکنن و سعی میکنن در دیگران ایجاد انگیزه کنن و پکیج و کتاب میفروشن و فلان.
در حالی که مدل تونی رابینز برای ما کله سیاه های خاورمیانه ای طراحی نشده و مثل این میمونه که بری به آراگورن بگی که حاجی شما اگه روی رشد شخصی خودت تمرکز کنی قطعا این ۶۰,۰۰۰ تا گودزیلا که دارن با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت میدون سمتت رو میتونی شکست بدی 😂
من حرفم اینه که شما به انگیزه احتیاج نداری کلا چون دهنت سرویسه، یعنی رودروایسی ندارم و دارم بهت میگم که ده پونزده سال رو به روی اکثر ما کابوس وار خواهد بود و تنها امید شما رسیدن به "رستگاری" هست.
حالا شما میتونی چیزی که محیط میخواد بهت تحمیل کنه رو بپذیری و بشینی گوشه اتاق گریه زاری کنی، یا اینکه خودت داوطلبانه تصمیم بگیری مبارزه کنی و با شانس یک در هزار به رستگاری برسی.
در مسیر رستگاری هم باید سینه خیز از میون فاضلاب و لجن و کثافت عبور کنی و سائورون هم هر لحظه بیخ گوش ات میگه که همه این کارا بی فایده اس و بهتره بیخیال بشی و سرنوشتت رو بپذیری.
مثلا من شخصا به دنبال موفقیت نیستم و سال ها پیش قیدش رو زدم، ولی حاضرم برای رسیدن به رستگاری روی همه چیز قمار کنم.

تصویر من از رستگاری هم همون سکانس معروف رستگاری شاوشنک هست، و در زندگیم به دنبال چیزی بیشتر از اون نیستم.