Primary source
Primary source یعنی خودِ منبع اصلی و واقعی اطلاعات، مثل کد، لاگ یا پاسخ واقعی API؛ نه داکیومنت یا خلاصهای که دربارهش نوشته شده.
یعنی خودِ خودِ منبع اصلی.
مثلاً اگه میخوای بفهمی یه کدبیس واقعا به چه دردی میخوره، خود اون کد ( Code ) میشه Primary source .
ولی چیزایی مثل README ، داکیومنت، دیاگرام معماری و اینا، همشون میان و فقط دربارهی کد حرف میزنن و ممکنه فقط همون زمانی که نوشته شدن کاملا درست بودن ولی بعداً پروژه تغییر کرده باشه و اون داکیومنت ها دیگه قدیمی شده باشن.
حالا این کانسپت اصلا به چه دردی میخوره؟
خب مثلا اگه یه Agent یه چیز اشتباهی گفت یا یه کاری رو اشتباه انجام داد، اولین سؤالت باید این باشه که اطلاعاتش رو از کجا آورده؟
مثلا ممکنه ایجنت بخاطر قدیمی بودن داکیومنتیشن پروژه، بیاد یه کاری رو اشتباه انجام بده، ولی اگه بجاش بره خود کد رو بخونه و وضعیت دقیق پروژه رو بررسی کنه، اون وقت میتونه جواب دقیق تری بده.
البته یه داستانی هم که هست اینه که خوندن Primary source ارزون نمیفته.
مثلا اگه بخوای کل یه فایل، کل لاگها یا کل تاریخچه چت رو وارد Context کنی، خب همشون میان کلی Token مصرف میکنن و بخشی از Attention budget مدل رو هم اشغال میکنن.
پس هر وقت دقت خیییلی مهمه، بهتره مستقیم بری سراغ Primary source .
یه بخش بزرگ دیگه از Context Engineering هم واقعا همینه، اینکه تشخیص بدی چه زمانی یه خلاصه کافیه و چه زمانی باید هزینه بدی و خودِ منبع اصلی رو وارد Context کنی.